تبليغاتX
منتقد ارتباطات - آيا دستورالعمل هاي محرمانه؛ ضمانت اجرايي دارند؟
وبلاگ منتقد یک شنبه ها به روز می شود

آيا دستورالعمل هاي محرمانه؛ ضمانت اجرايي دارند؟

چندي است كه شنيده مي شود بر اساس فلان دستور العمل و بخشنامه؛ مطبوعات حق انتشار مطالب تارنماهاي غير رسمي را ندارند، كسي حق همكاري با تلويزيونهاي ماهواره اي را ندارد، استفاده از  واژه سنگسار  ممنوع است، حق انعكاس اخبار مخالف انرژي هسته اي ممنوع است، انعكاس خبر جايزه گرفتن فلان نويسنده و انديشمند ممنوع است، انعكاس اخبار اكبر گنجي و ده ها مورد ديگر. اما هرچه جستجو و تفحص شود كمتر مي توان اثري از اين بخشنامه ها و دستورالعمل ها يافت پس تكليف رسانه ها و شهروندان كه داراي سايت يا وبلاگ خبري هستند چه مي شود ؟؟؟
بر اساس قانون تمامي قوانين پس از 15 روز توسط تمامي شهروندان لازم الاجرا است و جهل به قانون رافع مسئوليت افراد و شهروندان نمي شود. دستورالعمل ها نيز در حكم قوانيين محسوب مي شوند با اين تفاوت كه بعلت تخصصي بودن بيش ازحد فعاليت دستگاه ها و سازمانها، قانون اين مسئوليت را به قواي ديگر محول ساخته است تا آنها در راستاي وظايف خود و قوانين موجود، قوانين پايين دستي به نام آيين نامه و دستورالعمل تصويب و ابلاغ نمايند. بنابراين تمامي آيين نامه ها و دستورالعملهاي وزارت فرهنگ ارشاد اسلامي ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي امنيت ملي در حكم قانون بوده و همگان موظف به تبعيت از آن مي باشند.
نكته در اينجا است كه قوانين در روزنامه رسمي چاپ مي شود و همگان امكان دسترسي به آن را دارند اما سازوكاري براي انتشار دستورالعمل ها  در قوانين ايران تعبيه نشده است و ملاحظه مي شود كه اكثر  دستورالعمل ها در حوزه رسانه ها در اختيار اصحاب رسانه ها و شهروندان قرار نمي گيرد و تنها براي عده اي خاص ارسال مي گردد. تاسف بر انگيزتر اينكه در برخي موارد به ويژه در خصوص شوراي عالي امنيت ملي و وزارت ارشاد اين دستور العمل ها جزو اسناد محرمانه محسوب شده و انتشار متن آنها در ظاهر پي گرد قضايي دارد. حال معلوم نيست كه چگونه قانوني محرمانه اعلام می شود و سپس انتظار رعايت آن توسط شهروندان مي باشد؟؟؟
با توجه به اينكه قوانين ايران دچار تناقض مي باشد. بهتر است رسانه ها كه خود را عامل احقاق حق شهروندان مي دانند در اين زمينه فعاليت بيشتري نموده و بجاي احقاق حق شهروندان، به دنبال راهكار قانوني براي حل معضل مربوط به خود باشند. حتا اگر رسانه ها اين كار را نيز انجام نمي دهند حداقل مشكل را در رسانه هاي خود مندرج سازند تا جامعه رسانه اي و شهروندان از آن آگاهي يابند؛ شايد شهروندي نيز بر خلاف معمول براي احقاق حقوق رسانه ها اين مشكل را پيگيري نمايد.
 خاطر نشان مي شود سكوت بي مورد رسانه ها در خصوص دستورالعملهاي محرمانه، تنها منجر به جري و گستاخ تر شدن و همچنين  هموارساز راه و روش مسئولان آزادي ستيز در كشور است. لذا رسانه ها با اشاره غير مستقيم و فقط اشاره به دريافت دستور العمل محرمانه سانسوري ديگر [ البته بدون ذكر مصداق] مي توانند شهروندان را از رويه سانسورگري حاكميت آگاه سازند بدون اينكه پيگرد قانوني نيز براي آنها داشته باشد.
در نتيجه مصداق سوژه سانسور، زبان به زبان و به خصوص در اينترنت منتشر مي شود، به اين ترتيب با يك تير دو نشان زده شده است 1- عمل ناپسند و آزادي ستيز حاكميت افشا شده بدون اينكه پيگرد قضايي داشته باشد و 2- شهروندان را مطلع ساخته كه موضوع خاصي توسط حاكميت سانسور شده تا آنها نيز بتوانند از طريق منابع ديگر، اين اطلاعات را كسب نمايند تا فرايند اطلاع رساني مختل نشود.

نهايت بايد گفت كه هيچ قانوني براي اعلام محرمانه بودن دستورالعملها وجود ندارد و نگارنده نيز به ياد ندارد كه روزنامه اي براي افشاي دستورالعملي محرمانه، محاكمه و تعطيل يا حتا جريمه شده باشد.لذا دستورالعملهاي محرمانه فاقد ضمانت اجر مي باشند.

 تکمله: مطلب ذیل در گفتگو با استادم حاصل شده است

توضيح استاد

دستورالعمل هاي محرمانه «مصاديق جرايم مطبوعاتي» به خصوص ماده 6 قانون مطبوعات است كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به اطلاع مطبوعات و خبرگزاري ها مي رساند تا آنها بتوانند با آگاهي از مصاديق جرايم مطبوعاتي، وارد خطوط قرمز نشوند و مرتكب جرم مطبوعاتي نگردند به اين ترتيب اگر مطبوعه يا خبرگزاري اين دستور العملها را رعايت ننمايد؛ هيچگاه به جرم «عدم رعايت دستورالعملهاي محرمانه» محاكمه و مجازات نخواهد شد بلكه به «جرم مطبوعاتي» از جمله؛ «تبليغ عليه امنيت ملي» ( بند 5 ماده 6 : تحريص‌ و تشويق‌ افراد و گروهها به‌ ارتكاب‌ اعمالي‌ عليه‌ امنيت‌، حيثيت‌ و منافع‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ در داخل‌ يا خارج‌.)؛« تبليغ دشمنان» (  بند 9 ماده 6: ‌ نقل‌ مطالب‌ از مطبوعات‌ و احزاب‌ و گروههاي‌ منحرف‌ و مخالف‌ اسلام‌ (داخلي‌ و خارجي‌) بنحوي‌ كه‌ تبليغ‌ از آنها باشد) و «نشر اكاذيب»( بند 11 ماده 6 : پخش‌ شايعات‌ و مطالب‌ خلاف‌ واقع‌) محاكمه خواهند شد.

 

اعتراض انجمن صنفي به فشارهاي شوراي امنيت ملي

معناي روزنامه نگاري و آزادي مطبوعات چيست؟ - سه شنبه 1 خرداد 1386 [2007.05.22]

anjomansenfiroznamenegaran4.jpg

وحيد ثابتيان

انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با انتشار بيانيه اي نسبت به ارسال نامه هايي که در آنها از مديران روزنامه ها خواسته مي شود به پوشش برخي از خبرها نپردازند، اعتراض کرد. اين درحالي است که دبيرخانه نمي تواند درخواستي ازمطبوعات کند که ناقض ديگر قوانين باشد. انجمن صنفي معتقد است آنچه دبيرخانه شوراي امنيت ملي انجام مي دهد، ناقض بندهايي ازقانون اساسي است. روز آنلاين روزگذشته براي نخستين بار از ارسال چنين نامه اي به مطبوعات خبرداده بود.

به گزارش رسيده از تهران، طي روزهاي گذشته دبيرخانه شوراي امنيت ملي با ارسال نامه اي به مطبوعات، ازآنها خواسته است که در انتشار مطالبي در خصوص موضوعاتي چون مبارزه با بدحجابي، افزايش قيمت سوخت، بسته شدن بانک سپه در کشورهاي ديگر، مذاکره با آمريکا، مبارزه با اراذل واوباش، گراني و آنچه "وغيره" ناميده شده است، از انتشار مطالب انتقادي بپرهيزند. همچنين ازمطبوعات خواسته شده تا اساسا از کلمه "جنبش" درمتون خود استفاده نکنند و به جاي آن از کلمه "حرکت" استفاده نمايند.

ارسال نامه هاي آمرانه توسط دبيرخانه

انجمن صنفي دربيانيه ديروز خود با اشاره به اينکه همواره همكاران خود را به رعايت همين قانون و موازين حقوقي دعوت كرده و مي‌‏كند نگراني فراوان خود، اهالي مطبوعات و روزنامه‌‏نگاران را از وقايع روزها و ماه‌‏هاي اخير ابراز داشته است و اعلام کرده:"اداره كل مطبوعات و خبرگزاري‌‏هاي داخلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كه خود بايد بيش و پيش از همه پاسدار اجراي قانون در عرصه فعاليت‌‏هاي مطبوعاتي باشد، با ارسال نامه‌‏هايي به مديران مسوول مطبوعات به‌‏گونه‌‏اي آمرانه خواسته‌‏هايي فراتر از رعايت موازين قانوني را از آنها انتظار دارد و عليرغم اينكه در ماده 4 قانون مطبوعات آمده است: هيچ مقام دولتي و غيردولتي حق ندارد براي چاپ مطلب يا مقاله‌‏اي در صدد اعمال فشار بر مطبوعات برآيد يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند، در برخي از اين نامه‌‏ها به مطبوعات امر مي‌‏شود درباره چه موضوعي بنويسند يا ننويسند و حتي درباره برخي مسائل جزيي و كاربرد واژه‌‏ها و بحث‌‏ها رهنمود داده مي‌‏شود مبني بر اينكه روزنامه‌‏ها در اين قالب‌‏ها به موضوع بپردازند".

براساس بيانيه انجمن صنفي روزنامه نگاران"موضوعات مورد اشاره از مهمترين و كليدي‌‏ترين مسائل كشورند و معلوم نيست اگر مطبوعات حق ورود آزادانه به اين موضوعات و مباحث را نداشته باشند، پس معناي كار روزنامه‌‏نگاري و آزادي مطبوعات در جمهوري اسلامي ايران در انطباق با قانون اساسي و قوانين جاري چه مي‌‏شود؟"

در بيانيه اعتراض آميز انجمن صنفي همچنين امده است:" برخي از اين نامه‌‏ها به عنوان مصوبه دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي به مطبوعات ابلاغ مي‌‏شود و به ظن قوي، اداره كل مطبوعات داخلي اين اقدام را در جهت انطباق يا تبصره 2 ماده 3 قانون مطبوعات اضافه شده از سوي مجلس پنجم به اين قانون مي‌‏داند كه بر اساس آن مصوبات شوراي عالي امنيت ملي براي مطبوعات لازم‌‏الاتباع است و نه مصوبات دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي".

انجمن صنفي بااستتناد به اصل 176 قانون اساسي مرتبط با شوراي عالي امنيت ملي که در آن آمده "مصوبات شوراي عالي امنيت ملي پس از تاييد مقام رهبري قابل اجراست و از آنجا كه ذيل اصل نهم قانون اساسي صراحت دارد كه هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزادي‌‏هاي مشروع را، هرچند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند"، نسبت به نقض آزادي مطبوعات از سوي اين شورا هشدار داده و آورده:"ابلاغيه‌‏هاي دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي نمي‌‏تواند ناقض آزادي مطبوعات مصرح در قانون اساسي و قوانين جاري باشد".
در بيانيه انجمن صنفي برآمادگي اين انجمن براي برگزاري گفت‌‏وگوهاي مشترك بين روزنامه ‏نگاران و مسوولان مربوطه به‌‏ويژه دبيرخانه شوراي امنيت ملي تاکيد شده و آمده: "اين دبيرخانه مي‌‏تواند از راه تعامل و تفاهم با مطبوعات و روزنامه‌‏نگاران همانند همه كشورهاي دنيا حساسيت‌‏ها و نگراني‌‏هاي خود را در گفت‌‏وگوهاي دوجانبه و مشترك منتقل و از نيروي فكري و همراهي آنان در تامين منافع ملي استفاده نمايد".

اين بيانيه ضمن اعتراض به ابلاغ نامه هاي محدود کننده به مطبوعات و خبرگزاري ها نسبت به کاربرد روش هاي آمرانه و غير قانوني هشدار داده است.

بيانيه انجمن صنفي روزنامه نگاران با اشاره به اصول مختلف قانون اساسي جمهوري اسلامي و با اشاره به قانون مطبوعات فعلي که با همه فراز و فرودهايش در سال‌‏هاي پس از انقلاب تنظيم‌‏كننده و راهنماي فعاليت‌‏هاي مطبوعات و روزنامه‌‏نگاران در ايران بوده است، به تغييرات آن در مجلس پنجم در قالب اصلاح اشاره کرده و آورده:" در اين تغييرات مواد و بندهاي محدودكننده بيشتري بر اين قانون افزوده شد و تلاش مجلس ششم هم براي اصلاح مجدد و بازگشت به قانون قبلي ناكام ماند".

ليست هاي سياهي که درموردشان نبايد نوشت

پيش ازاين هنگامي که پرونده هسته اي ايران ازآژانس بين المللي انرژي اتمي به شوراي امنيت ارجاع شد، دبيرخانه شوراي امنيت با ارسال نامه اي به مطبوعات ازآنها خواسته بود تا ازانتقاد نسبت به سياست هاي هسته اي کشور بپرهيزند. اما هم اکنون دامنه مواردي که توسط دبيرخانه شوراي امنيت ملي مطرح مي شود، بسيارگسترده است و مسائل روزمره مردم را نيز دربرمي گيرد. نکته مشترک همه موارد ياد شده آن است که طي ماه هاي گذشته، انتقادات زيادي نسبت به اعمال سياست هاي ياد شده به عمل آمده است. به همين علت است که بسياري از روزنامه نگاران معتقدند آنچه که توسط دبيرخانه شوراي امنيت ملي درخواست شده است، عملا ستاندن حق انتقاد ازسياست هاي دولت درزمينه هاي مختلف است.

پيام هاي ديگران ( ایده بدین )        link        سه شنبه، 1 خرداد، 1386 - aseman r



+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 22:28  توسط منتقد  | 

 





Powered by WebGozar