استراتژي تبليغاتي دولت احمدي نژاد و راه مقابله با آن
آقاي احمدي نژاد و همپالكي هاي ايشان براي تبليغات سياسي براي غلبه بر حريفان تاكنون از سه استراتژي استفاده كرده اند. 1- ايجاد شبكه انساني در بسيج براي تاثير گذاري بر شهروندان آسيب پذير 2- تخريب دولتمردان گذشته و 3- مصداقي برخورد كردن با موضوعات و دوري از آمار و ارقام.
استراتژي اول يا سواستفاده از بسيج براي تبليغات انتخاباتي در زمان تبليغات رياست جمهوري فوق العاده كارآمد عمل كرد و شايد بتوان آن را يكي از موثرترين تمهيدات براي پيروزي احمدي نژاد دانست[ به استثناي خواب آقاي كروبي]. تخريب دولتمردان به عنوان دومين استراتژي تبليغاتي خود به دو شيوه در دو مقطع زماني متفاوت انجام و اجرا مي شود. در زمان تبليغات انتخاباتي با بزرگ نمايي مشكلات و مسائل كه نه نتيجه عملكرد دولتمردان بلكه نتيجه سياستهاي كلان كشور بودكه همانا ايجاد تنش بين ايران و كشورهاي صاحب قدرت به خصوص امريكا مي باشد و باعث تحريم گسترده ايران طي سالهاي گذشته كه به تبع باعث شده بيشترين واردات ايران كالهاي مصرفي بجاي كالاهاي سرمايه اي شود كه اين مشكلات زيادي را بوجود آورده است و آقاي احمدي نژاد تمامي اين مشكلات را معطوف به شخص رئيس جمهورهاي گذشته ساخت و از اين آب گل آلود استفاده كرد و اين شائبه را براي شهروندان ساده لوح ايجاد كرد كه در صورت رياست جمهوري ايشان اين مشكلات و معضلات رفع خواهد شد[كه پس از دو ونيم سال هيچ بهبودي ايجاد نشده است] اما در مرحله دوم همين استراتژي، ايشان براي اثبات خود به تخريب روساي جمهوري سابق پرداخته و مي پردازند و با القاء ناكارآمدي ديگران در صدد تاييد خود است و سعي مي كند از عملكرد دولت خود سخني به ميان نيايد.
سومين استراتژي تاكيد روي مطالب نرم بجاي مطالب سخت است. ايشان به خوبي دريافته اند كه بخش عمده اي از راي دهندگان در ايران از سطح دانش و آگاهي پاييني برخوردار هستند و توان تجزيه و تحليل مسائل كلان را ندارند لذا ايشان و همپالكي هايشان با اين بينش؛ اقدام به استفاده از تبليغات با محتواي مصداقي كرده اند و بجاي اينكه بگويد كه به چند درصد از بي خانمان هاي كشور خانه داده اند يكي از كساني را كه توسط رئيس دولت، صاحب خانه شده است را به تفصيل نمايش مي دهند و القاء مي كنند كه دولت كنوني مي خواهد به همه بي خانمان ها، مسكن بدهد.
اين استراتژي پوپوليستي از همان اخبار نرم و سخت دكتر تژا ميرفخرايي الگو مي گيرد؛ دكتر ميرفخرايي در مورد سخت خبر و نرم خبر مي گويد:« خبر « نرم » به حوزه خصوصي زندگي افراد مي پردازد حال آنكه خبر « سخت» در برگيرنده موضوعات مربوط به حوزه عمومي است(1385 ص 256 ) نرم كردن خبر سخت يعني پردازش خبري تاثيرات حوزه عمومي بر زندگي خصوصي افراد؛ ... نفس خبر به حوزه عمومي تعلق دارد، اما گزارشگر، تنها تاثيرات موضوع مورد نظر را بر زندگي خصوصي و فردي افراد بررسي مي كند(1385 ص 259) خبر نرم از طريق ملموس كردن خبر و توضيح آن با عقل سليم يا بعبارت ديگر، منافع روزمره مخاطب ارائه مي شود و شباهت بسياري با ملودرام خبري دارد(1385 ص 267) » حال رئيس جمهور از بخش دوم نرم خبر كه همانا شخصي سازي مطالب است حد اكثر استفاده را كرده و اخبار ناكارآمد و مخدوش را به نحوي شخصي مي سازد كه شهروند بي اطلاع ازنمايش داده شده احساس خوشايند پيدا مي كند و غافل مي باشد كه خبر شو تلويزيوني نيست و با خانه دار شدن چند نفر آن يك سوم شهروندان ايراني كه فاقد مسكن مي باشند هيچگاه صاحب خانه نخواهند شد.
هرچند رئيس جمهور مي داند كه اين نوع تبليغات پوپوليستي فقط عوام را تحت تاثير قرار مي دهد و ضد تبليغ در نزد خواص مي باشد اما به خوبي واقف است كه در دموكراسي راي يك خواص با يك عوام ناآگاه و بي اطلاع يكسان مي باشد و چون خواص در هر اجتماعي قليل مي باشند لذا نداشتن راي آنها هيچ تاثيري در سرنوشت انتخابات آتي نخواهد داشت.
حال با اين توصيف و با عنايت به اينكه اصلاح طلبان تاكنون سعي كرده اند با اطلاع رساني و «اخبار سخت» بر خواص و نخبگان تاثير گذار باشند. كه در عين حال به نتيجه مطلوب نيز نرسيده اند. لذا بايد از استراتژي تبليغاتي پوپوليستي دولت كنوني استفاده كنند و آنها نيز بجاي تاكيد روي آمار و ارقام[ اخبار سخت] و همچنين اظهار نظر هاي كارشناسي به شيوه تبليغاتي تاكيد بر شخصي سازي و مصداق پروري روي آورند. به اين مفهوم كه با مصاحبه و تهيه گزارش از شهرونداني كه يا از عملكرد دولت متضرر شده اند و يا كساني كه از خوان نعمت وعده داده شده بي نصيب مانده اند به ضد تبليغ با تبليغات دولت بپردزند.