تبليغاتX
منتقد ارتباطات - آيا واقعاً باندبازي در ارتباطات وجود ندارد؟
وبلاگ منتقد 1 و 15 هر ماه به روز می شود

آيا واقعاً باندبازي در ارتباطات وجود ندارد؟

    كامنتي را خواننده محترمي تحت عنوان برخورد باندي در سمينار «گفتمان سازي رسانه‌اي» گذاشته بودند كه جناب آقاي ضيايي‌پرور خواهان سند براي آن شده بودند كه بعلت نداشتن مدرك «منتقد ارتباطات» از ايشان عذرخواهي نموده بودند. اما اين سوال باقي مي‌ماند كه آيا باند بازي در عرصه ارتباطات وجود ندارد؟؟؟ اگر به مكاتب «علامه» «تهران» «امام صادق» «واحد علوم و تحقيقات» و «آزاد مركز» نظري انداخته شود مشخص مي‌شود كه اين گروه‌ها تا بحال «غير» را در ميان خود راه نداده‌اند. دوستان بزرگ‌واري كه براي امتحان در مقاطع بالا در آزمون اين دانشگاه‌ها شركت كرده اند ديده‌اند كه اساتید آنها با كمال بي‌اخلاقي، سوالاتي طرح نموده اند كه فقط در كلاس‌هاي خود شفاهاً عنوان نموده اند و به عنوان سوال آورده‌اند تا دانشجويان دانشگاه‌هاي ديگر نتوانند پاسخگو باشند. در صورت عبور از اين مرحله، در مصاحبه با برخورد‌هاي عجيب و غريب باعث عدم موفقيت بزرگواراني ‌شده اند كه در آزمون كتبي نمره آورده‌اند.
   نمونه دوم اساتيد حق‌الزحمه‌اي اين دانشگاه‌ها و اساتيد راهنما و مشاور خارج از هيات علمي است كه اجازه فعاليت به آنها داده مي‌شود. با كمي تحقيق ديده مي‌شود به اساتيد نپخته و خام‌انديش، كلاس هايي داده مي‌شود كه در آن حوزه‌ها از دانشجويان نيز كمتر مي دانند!!! اما بعلت روابط پنهان و پيدا دروس مورد نظر به آنها داده مي‌شود. ديگر از اساتيد راهنما و مشاور سخن گفتن كار عبثي است. زيرا اساتيدي معرفي مي شوند كه به غير از قلت دانش، حتي زمان نيز براي يكبار مطالعه پايان نامه‌ها نمي گذارند و فقط اگر امكان پذير باشد در موقع دفاع مي‌آيند و بجاي اقرار به كم كاري، ادعاي فضل مي‌نمايند و باعث تحقير دانشجوي بيچاره مي‌گردند.
   سومين معيار، اجازه چاپ مقالات در مجلات تخصصي با گريد علمي و غير علمي است. واقعاً كدام مجله تخصصي تاكنون اقدام به انتخاب برترين مقالات در حوزه ارتباطات نموده است؟ فصلنامه رسانه؟ فصلنامه علوم اجتماعي؟ فصلنامه ارتباطات و فرهنگ؟ حتي مجلات غير تخصصي اين حوزه نيز در صورت ناآشنا بودن با نويسنده [از جنبه مثبت نه منفي] اقدام به چاپ مطلب نمي‌كنند. در صورتي كه مطالب بي محتواي خودي‌ها و بي ارتباط دوستان به راحتي در ويژه‌نامه‌ها چاپ مي‌گردد!!!!! !!! و سپس ادعاي اخلاق مداري نيز مي‌كنند.
    چهارمين مورد محول كردن پروژه‌هاي تحقيقاتي ارتباطي به همپالكي‌ها بجاي اهل فن مي‌باشد. با مراجعه به مراكز تحقيقاتي ارتباطي مانند «رسانه» «فرهنگ و ارتباطات» «مركز تحقيقات صداوسيما» و «مركز تحقيقات راديو» و غيره مشاهده مي‌شود كه غالب تحقيقات كلان [از نظر مادي] به دوستان و آشنايان رسيده است و حتي سوژه‌هاي بي محتوا نيز به «غير» نرسيده است.
   نهايت سمينارها نيز يكي ديگر ملاك‌هاي ارزيابي باندي بودن يا غيرباندي بودن است. ترتيب سخنرانان و مدعوين به خوبي بيانگر اين است كه تا چه حد در اين سمينارها، افراد نيز رفاقتي  انتخاب شده‌اند. نمي‌دانم آيا جناب آقاي ضيايي پرور چينش افراد در روز همين سمينار «گفتمان سازي رسانه» را بخاطر دارند كه چه افراد غير مرتبطي در رأس قرار گرفته بودند [يا تحويل گرفته مي‌شدند] بدون اينكه حتي ارتباطي باشند و يا در اين شأن و جايگاه باشند. دوست دارم ايشان مجدد به عكس‌ها و فيلم‌ها نظر افكنند تا ببينند كه ارتباطات فقط روزنامه نويسي و وبلاگ بازي نيست. بلكه اين چينش‌ها مهمترين اركان ارتباطات است كه اكثر مواقع به فراموشي سپرده‌ايم. يا اينكه متن سخنراني‌ها را يكبار ديگر مرور نمايند تا ببينند چه ارتباطي بين گفتمان سازي و متن اين مقالات وجود دارد!
   آيا نبايد در سمينارها افراد نخبه جوان نيز در كنار بزرگترها قرار گيرند تا اينان نيز به جامعه ارتباطي معرفي شوند. اما جناب آقاي ضيايي پرور! آيا شما اينطور صحنه‌اي را ديديد؟ قصد شما نيستيد و زحمات شما و جناب آقاي دكتر سلطاني‌فر بر هيچكس پوشيده نيست. اما باند به معناي تشكلي مضبوط نيست، بلكه همين عالم رفاقت‌ها است كه باندها و مكاتب ارتباطي را در ايران بوجود آورده‌اند كه وجه تمايز همه آنها نه انديشه‌ها و نظريه‌هاي متفاوت در عرصه ارتباطات بلكه شخصيت‌ها و اشخاص نوعي و روابط بين آنها است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:3  توسط منتقد  | 

 





Powered by WebGozar

RSSMicro FeedRank Results