پيامدهاي تبليغات منفي عليه غرب
نگاهي سطحي به تبليغات صداوسيما در مورد غرب، نشان از منفي بودن تمامي خبرها و مطالب مربوط به غرب
[به خصوص امريكا] دارد. پيامد اين عمل چيست؟ در ظاهر هدف ايجاد انزجار و بدبيني نسبت به غرب ميباشد و اگر به مسئولين و برنامهريزان حكومتي مراجعه نماييد بر اساس اين تصوير كذايي ايجاد شده توسط صداوسيما در ذهن آنان، ميپندارند ايران امنترين، مطمئنترين، باثباتترين، مرفهترين، صادقترين و بسياري از ترينهاي مثبت ديگر ميباشد!!! اما به واقع اين تاثير به غير از مسئولان برخي عوام، درمورد مابقي شهروندان چگونه است؟ براي پاسخ به اين ايراد به صورت موضوعي به برخي موارد به عنوان مصاديق اشاره ميشود هرچند كه نگارنده ميداند براي اثبات اين قضيه نياز به نظرسنجي است و اين توصيف كافي نيست.1-
انعكاس اعتراضات مردمي در كشورهاي غربيهرچند در ظاهر نارضايتي مردم غرب نسبت به موضوعات گوناگون نشان داده ميشود اما برداشتي كه يك شهروند ايراني دارد نه اعتراض مردمي است بلكه
«آزادي اعتراض» است كه در كشورهاي ديگر وجود دارد و در كشور ايران هرگونه اعتراضي را به انحاي گوناگون در نطفه خفه ميسازند و هرچند نارضايتي در بين عموم وجود دارد اما امكان اعتراض علني وجود ندارد.2-
رفتارهاي غير قانوني برخي مسئولان غربيصداوسيما تمامي پروندههاي حقوقي مسئولان غربي را به تفصيل نمايش ميدهد بگويد كه مسئولان كشورهاي متمدن چگونه از قوانين خود تخطي ميكنند
. اما شهروند ايراني نتيجه ميگيرد كه براي كوچكترين خطاها نيز مسئولان كشورهاي پيشرفته ماخذه ميگردند و حتي در برخي موارد از كار نيز بركنار ميگردند. اما در نظام جمهوري اسلامي ايران كه تمامي مسئولان شائبه جرائم اقتصادي و سياسي دارند تاكنون به هيچ دادگاهي احضار نشدهاند. برعكس، كساني كه اقدام به افشاگري كردهاند در زندانها افتادهاند مانند ابراهيمي در قضيه نوار سازان و پاليزدار در تحقيق و تفحص از قوه قضائيه3-
انگ بيديني به غرببا خوشحالي تمام، صداوسيما دنيا را بيدين و تنها ايرانيان را مذهبي نشان ميدهد
. [بر خلاف مستندان مجيد محمدي در كتاب دين و ارتباطات] حال اين چه پيامدي براي ايرانيان دارد؟ آيا ايرانيان جهانيان را كافر پنداشته و دشمن آنان ميگردند! خير. جوان ايراني وقتي دستاوردهاي غرب را مشاهده ميكند و ميبيند كه آنها به علت نداشتن رفتارهاي مذهبي رشد كردهاند لذا نتيجه ميگيرد كه دين سد راه پيشرفت و توسعه است و در نتيجه وي نيز براي اينكه به دستاوردهاي علمي و رفاه غرب برسد بايد دين را از صحنه زندگي خود خارج سازد.4-
بي اخلاقي غربيانسوژه ديگري است كه توسط صداوسيما تبليغ ميشود
. هرچند امروزه ايرانيان از بي اخلاقترين كشورهاي جهان محسوب ميشوند به نحوي كه در «اخلاق حرفهاي» حتي متون ديگران را نيز ترجمه نكردهاند چه برسد به تهيه اين اخلاق با توجه به شرايط كشور ايران. نمونه بارز اين بي اخلاقي نيز خود صداوسيما ميباشد كه تنها رسانه فاقد مرامنامه اخلاقي جهان است.جوان ايراني نيز همچون مورد مذهب، وجود اخلاق را نيز مانع پيشرفت و ترقي خواهد پنداشت
. در نتيجه رفتارهاي غير اخلاقي را سرلوحه اعمال خود قرار خواهد داد. از سوي ديگر انعكاس بيرويه موارد ضد اخلاقي، قبح آن را خواهد كاست و تبديل به هنجار خواهد كرد.5-
انعكاس حوادث ناگوار مانند حوادث طبيعيشايد بخش خبري در صداوسيما نباشد كه چند حادثه طبيعي و مرگبار را نشان ندهد و تصور شود كه چون آنها گناه ميكنند بيشتر درگير اين بلايا ميشوند و مردم ما خدا را شكر كنند كه در آسايش زندگي ميكنند
. اما نتيجه اين عمل نابخردانه اين است كه شهروند مخاطب اين خبرها بدون اينكه به خبر ربطي داشته باشد بايد نارحت شود كه در فلان نقطه از جهان عدهاي در اثر رانش زمين كشته شدهاند و جامعه غمگين و مايوس كنوني را از ين هم كه هستند مايوستر و نااميدتر ساخت!!!نتيجه آنكه تقريباً تمامي تبليغات منفي عليه كشورهاي ديگر؛ خوذ ضد تبليغي عليه كشور و مسئولان ايراني ميباشد و كاري را كه دشمنان بايد با هزينههاي گزاف انجام دهند، صداوسيما بدون جيره و مواجب، براي دشمنان انجام ميدهد
.