دستگاه تحليل در نقدهاي ارتباطي
تاكنون بارها و بارها از دستگاه تحليل يا دستگاه پردازش در نگارش يا نقد صحبت به ميان آوردهايم اما اين دستگاه تحليل چيست و در نقد چگونه است؟ هر سيستمي داراي يك ورودي Input يك پردازشگر processor و يك خروجي Output ميباشد. دستگاه تحليل يا پردازنده سيستمي است كه دادهها Data را از حالت خام در آورده و تبديل به اطلاعات Information يا اطلاعات قابل استفاده مينمايد. اصولاً تمامي بحثهايي نيز كه در كشور ايران در خصوص علم و دانش وجود دارد در اين است كه دستگاههاي تحليل، تمامي از غرب و بيگانگان وام گرفته شده و سپس اطلاعات ايراني و اسلامي در آنها ريخته ميشود كه نتايج تماماً همسو با غرب و بيگانگان است.
يادآوري ميشود، در هر وضعيتي دستگاههاي تحلیل كلان وجود دارد كه حالت كلي و ساختارها را تعيين مينمايند و در زير مجموعه هريك از اين ساختارها دوباره دستگاههاي خُرد و كوچك تر قرار ميگيرند كه به جزئيات موضوع ميپردازند. لذا در بررسي هيچگاه نبايد دستگاههاي تحليل را بايكديگر خلط نمود.
در اين نوشتار قصد بررسي دستگاههاي تحليل در علم نيست بلكه تنها دستگاههاي تحليل در نقدهاي بكار برده شده در «وبلاگ منتقد ارتباطات» جهت يادآوري، در اين مطلب فهرست ميگردند تا علاقهمندان بتوانند از آن در نوشتارهاي خود بهرهمند گردند.
الف- دستگاههاي تحليل كلان
1- اولين يا كلانترين دستگاه نقد در علم پايبندي به يكي از شيوههاي 1-اثباتگرايي يا پزيتيويستي 2-تفسيري 3-انتقادي است. دكتر كاووس سيد امامي در كتاب «پژوهش در علوم سياسي» سه رويكرد روشي را نام ميبرد.1- اثباتگرايي يا پزيتيويستي 2- تفسيري 3- انتقادي. [البته هيو مككي رويكرد فرهنگي را نيز به عنوان چهارمين اضافه مينمايد] اثباتگراها؛ دادههاي كمي را در قالب آمارها ضبط و تحليل ميكنند. آنها ميگويند كه دانش اجتماعي تنها در صورتي علمي است كه با روش علمي توليد شده باشد، و منظورشان از روش علمي مشاهده تجربي يا اثبات پذير است. (مككي 1387 ص82) در ديدگاه تقسيرگرا؛ درك معناي تغييرات اجتماعي مستلزم داشتن درك و فهم از شيوه انديشيدن، معناها و تمايلات كساني است كه مورد پژوهش قرار ميگيرند. دغدغه تفسيرگرايان درك امر اجتماعي از طريق مطالعه و بررسي چگونگي معنا بخشيدن انسانها به تجربه زندگيشان است. (مككي 1387 ص86) البته تمايز اين دو ديدگاه در «تفريدي» بودن رويكرد تفسيري و«تعميمي» بودن رويكرد اثباتگرايي است. رويكرد انتقادي كه بيشتر مربوط به مكاتب ماركسيستي و فمينيستي ميباشد؛ بررسي سوژه پژوهش در زمينه اجتماعي است يعني «مناسبات روابط قدرت» و «نابرابريهاي ساختاري» است. (مككي 1387 ص91) و هدف پژوهش نيز به قول هابرماس «رهايي» است. [البته مككي در خصوص رويكرد فرهنگي به ميشل فوكو و مبحث گفتمان اشاره دارد].( 1 )
البته عدهاي نيز براي دسترسي به نظريهها يا مجهولات؛ سه روش را بر ميشمارند. ا- روش علمي 2- روش فلسفي 3- روش اشراقي. كه در روش علمي با ستفاده از شيوههاي پژوهشي به نتيجه مطلوب ميرسند. در روش فلسفي با انديشه خردمندانه و منظم از مقدمات معلوم به قضيه مجهول دست مييابند و در روش اشراق نيز كه شايع در ايران قديم و جديد ميباشد پاسخ مجهولات به افراد الهام ميشود و آنها بدون هيچ مطالعه و تحقيقي به پاسخ همه چيز را دست مييابند!!!!! !!!
2- پايبندي به روش تحقيق مناسب؛ به عبارت ديگر دو روش كمي و كيفي در علم وجود دارد كه افراد بايد با عنايت به دستگاه تحليل كلان خود پايبند به روشهاي خاصي باشند. بطور مثال در روشهاي پزيتويستي تابعين ميبايد به روشهاي كمي پايبند باشند و نميتوانند از روشهاي كمي مانند «تحليل گفتمان» بهره بگيرند و سپس خود را پزيتويست بدانند و بالعكس، البته مكاتب انتقادي از تمامي روشهاي كمي و كيفي بهره ميگيرند.
3- پايبندي به مكاتب و نظريههاي خاص؛ بطور مثال دو تفكر كاپيتاليستي و سوسياليستي در عرصه اقتصاد و جامعه وجود دارد و كسي كه پايبند به هريك از آنها ميباشد بايد تا انتها نيز ملزومات آن را بپذيرد و نميشود هركجا كه به نفع شخص بود از يكي از آنها پيروي نمايد. در خصوص نظريات كلان نيز اين گونه ميباشد و كسي نمي تواند در عين حال هم ساختار گرا باشد و هم انتقادي كه اين نوع التقاطيگريها در جامعه به اصطلاح علمي ايران به وفور ديده ميشود. ( 2 ) مانند اصلاح طلباني كه بجاي «تنوير افكار عمومي» معتقد به «هدايت افكار عمومي» ميباشند.
ب- دستگاههاي تحليل خُرد
دستگاههاي تحليل خُرد به تعداد روشها و دستورالعملها ميباشد و لذا اگر تعدادي از آنها در اين نوشتار آورده ميشود فقط جهت يادآوري است و نظم خاصي براي هيچ يك از آنها در نظر گرفته نشده است.
1- استفاده از روش تحقيق مناسب؛ اولين نكته در مباحث انتقادي روش تحقيق مناسبي است كه يك شخص انتخاب مينمايد. اصولاً در روشهاي پزيتويستي سه روش الف) پيمايشي ب) اسنادي و ج) آزمايشگاهي استفاده ميشود كه در هريك از اين روش هاي تحقيق نيز؛ روشهاي گردآوري اطلاعات خاصي قرار مي گيرد. حال اگر پژوهشگري بدون توجه به موضوع و سوژه خود از روش هاي نامناسب بهره بگيرد.، مي توان وي را متهم به عدم اطلاع و آگاهي از روشهاي تحقيق دانست.
2- عدم اشراف به يك روش تحقيق؛ پس از انتخاب روش تحقيق و شيوه گرداوري اطلاعات، پياده سازي صحيح روش انتخاب شده از اركان مهم در نگارش ميباشد. ملاحظه ميشود عده اي از «مقياسهاي اسمي» بهره ميگيرند اما از آزمونهاي «مقياسهاي نسبي، ترتيبي و رتبهاي» استفاده مي كنند و يا در جداول خود تمامي درصدهاي سطر، ستون و جمع كل را ميآورند در صورتي كه هيچكدام نيز مورد استفاده قرار نميگيرند. ( 3 ) ( 4 )
3- داشتن پلان در نوشتار؛ مهمترين ركن هر نوشتار داشتن چارچوب يا همان پلان ميباشد. تنها نوشتارهاي ادبي هستند كه گاهي سنت ها را ميشكنند و فاقد چارچوب خاص و طبقه بندي خاص ميباشند. نتيجه آنكه هر نوشتاري بايد از نظم خاصي تبعيت نمايد تا يكم؛ معنا دار گردد و دوم؛ براي مخاطب قابل فهم گردد. اما مشاهده ميشود كه برخي از نوشتارها فاقد اين اصل اوليه ميباشند. ( 5 ) ( 6 )
4- منابع و ماخذ صحيح؛ يكي ديگر از موضوعاتي كه ميتواند سوژه نقد قرار گيرد نوشتن منابع و ماخذ ناصحيح در نگارشها است. بايد عنايت داشت كه منابع موجود در متن از دو جنبه خيلي مهم ميباشد. يكم: مستند بودن متن به منبع معتبر و دوم: امكان دسترسي مخاطب به منبع اصلي است. اما مشاهده ميشود كه برخي اين نكته ضروري را رعايت نميكنند. ( 7 )
5- عدم توجه به واقعيتهاي اجتماعي؛ علوم ارتباطات بر خلاف برخي علوم انتزاعي و محض، داراي مصاديق اجتماعي بارز ميباشند و و نميتوان مباحث صرف نظري داشت و يا براي مثال از جوامع غير مثال آورد. در صورتي كه برخي از كتب و مقالات بدون محدوديتهاي اجتماع ايران اقدام به نگارش مقاله مينمايند. ( 8 )
6- پرداختن به حواشي بجاي اصل؛ هر موضوعي داراي دو نوع خصوصيت ميباشد.1- ذات 2-عرض ذاتيات ويژگيهايي هستند كه بدون آنها تصور ماهيت امور ممكن نيست با اين ذاتيات است كه موضوع هستي مييابد مانند ناطق بودن انسان. عرضيات كه به خاص و عام تقسيم مي شوند ويژگيهايي هستند كه در امور وجود دارند اما وجه مميزه موضوع از ديگر موضوعات نيستند. ( 9 )
7- تضاد عنوان با متن؛ يكي ديگر از موضوعاتي كه در نوشتارها ديده ميشود عدم انطباق عنوان با متن ميباشد. ( 10 ) ( 11 )
8- تعميم نارواي نظريهها؛ يكي ديگر از موضوعات تعميم ناصحيح نظريهها به امور و نتيجه گيري از آنها يا پيشنهاد براي فعاليتهاي بعدي مي باشد. در صورتي كه تعميم نظريهها به جامعه بدون تمهيدات لازم باعث گمراهي و آنومي در جامعه مورد نظر ميشود. ( 12 )
9- انطباق گفتار با عملكرد؛ اغلب مواقع افراد حرفهاي زيبا و دلنشيني ميزنند و آرمان شهري را ترسيم مينمايند كه با واقعيتها و عملكرد آنها هيچ سازگاري ندارد كه با نشان دادن عملكرد و وعدههاي عنوان شده ميتوان كذب بودن آنها را عيان ساخت. ( 13 )
10- انتساب پيامدها به علل غير واقعي؛ هر پيامد داراي علتهاي اصلي و فرعي ميباشد كه در برخي مواقع عدهاي، علتهاي واقعي را كتمان ميسازند و علتهاي فرعي را برجسته ميكنند و به اين ترتيب هيچگاه راهحل صحيح براي رفع مشكل پيدا نخواهد شد. ( 14 )
11- استفاده از واژگان و اصطلاحات نامشخص؛ در جامعه ايران باب شده است كه افراد براي نشان دادن فرهيختگي خود از عبارتهاي مجعول و ثقيل استفاده مينمايند در صورتي كه اين عبارات هيچيك گوياي و بيانگر واقعيات علمي نيستند كه تنها با چند سوال ساده ميتوان ناقص بودن آنها را نشان داد. (15 ) ( 16 )
12- مستندات قانوني؛ امروزه تمامي فعاليتهاي ارتباطي در چهارچوب قوانين قرار ميگيرند و لذا كسي نميتواند پيشنهادي بدهد كه با قوانين موجود كشور مغاير باشد. ( 17 )
13- استناد به منابع نامعتبر؛ يكي از رايجترين شيوههاي تقلب در علم اين است كه افراد به مواردي تاريخ دار اشاره دارند كه هيچ قرابتي با وضعيت كنوني ندارد. بطور مثال از قول يك انديشمند قبل از عصر اينترنت استناد ميكنند در صورتي كه نظر فرد مورد نظر در عصر اينترنت با نظرات قبليش كاملاً متفاوت ميباشد. ( 18 )
14- نشان دادن دو ديدگاه مختلف؛ گاهي مواقع هرچقدر هم كه استدلال شود چون نويسنده در جايگاه علمي لازم نيست سخنش تاثير گذار نيست لذا در اين مواقع براي نشان دادن ضعف و كاستي مي توان دو ديدگاه در خصوص يك موضوع را همزمان نمايش داد. ( 19 )
15- عدم فهم صحيح موضوع؛ يكي ديگر از موضوعات عدم فهم صحيح مطالب توسط نويسندگان به خصوص كساني است كه از رشتههاي ديگر به رشته ارتباطات ميآيند كه اين افراد اشتباهات فاحشي را انجام ميدهند. ( 20 )
16- ادعاهاي اثبات نشده؛ استناد به وهميات و ادعاهاي اثبات نشده يكي ديگر از خطاهاي نويسندگان ميباشد. بطور مثال در جامعه ايراني به علت نوع تبليغات صداوسيما اين شائبه براي همگان ايجاد شده است كه تمامي دنيا براي منكوب سازي ايران بسيج شدهاند و جالب آنكه هيچ سند معتبري هم ندارند. ( 21 )
17- كپي از كار ديگران؛ بدترين نوع رفتارهاي علمي، استفاده از آثار ديگران با نام خود ميباشد كه اين امر به وفور رخ ميدهد و تنها راه مقابله با آن نيز مواجهه سازي نويسنده دوم با اصل اثر در حوزه عمومي ميباشد. ( 22 )
۱۸- عدم توجه به فرایند زمانی در تحلیلِ؛ یکی دیگر از موارد این است که افراد بدون توجه به زمان اقدام به تحلیل موضوعات می کنند.بطور مثال آوردن تحليلهايي در خصوص اينترنت قبل از ۱۹۹۰ با بعد از آن و از سال ۱۹۹۶ به بعد كه روند اينترنت و فناوري آن جهاني ميشود قابل مقايسه و تعميم نيست. اين امر در نقل قول از دانشمندان به وفور ديده ميشود.
فهرست منابع
سيد امامي كاووس (1386) پژوهش در علوم سياسي؛ ناشر پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي و انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)
مككي هيو (1387) تحقيق در جامعه اطلاعاتي؛ ترجمه رامين كريميان؛ انتشارات رسانه
تذكر:
لطفاً موارد ديگر را شما خواننده عزيز يادآوري نماييد تا به اين فهرست با نام خود شما اضافه گردد.
با ارادت: منتقد ارتباطات