تبليغاتX
منتقد ارتباطات - نقد كتاب: تبليغات سياسي (با رويكرد به فنون تبليغات)
وبلاگ منتقد 1 و 15 هر ماه به روز می شود

نقد كتاب: تبليغات سياسي (با رويكرد به فنون تبليغات)

    هرچند واحدي تحت عنوان تبليغات سياسي در رشته ارتباطات! و حتي علوم سياسي!!! وجود ندارد اما آقاي دكتر حسن سبيلان اردستاني براي اولين بار كتابي را تحت عنوان «تبليغات سياسي با رويكرد به فنون تبليغات» (1) تاليف كرده‌اند كه نزديك به 200 تكنيك تبليغاتي را گردآوري و خلأ بيش از يك قرن، فنون تبليغات تبليغات سياسي را پر كرده‌اند. اما اين تجربه اول در حوزه فنون تبليغات به معناي كامل و جامع بودن اثر نبوده و داراي ايراداتي است كه در اين نوشتار به برخي از آنها اشاره مي‌شود.
  اولين اشكال اثر اين است كه روي جلد «تبليغات سياسي با رويكرد به فنون تبليغات» اما در داخل جلد «تبليغات سياسي با تأكيد بر فنون تبليغات» آمده است! معلوم نيست كه بالاخره تاكيد است يا رويكرد!!!
   دومين اشكال نداشتن بالانس و تعادل بين بخش‌هاي اين كتاب است به اين ترتيب كه:
مقدمه ص 11
بخش اول: تبليغات سياسي (ص13)
بخش دوم: فنون تبليغات سياسي (ص41)
1- فنون كلان (ص45)
2- فنون متوسط (ص76)
3- فنون خُرد (ص106)
كتابشناسي (205)
هرچه مشاهده مي‌شود مشخص نيست كه چرا ايشان در وبلاگ‌هاي دانشجويان‌شان خرده گرفته اند كه مطالب بالانس نداشته ولي خود اين امر را در نوشته‌شان رعايت نكرده‌اند!!!
  سومين ايراد تعجب برانگيز نداشتن فهرست منابع و جايگزيني كتابشناسي بجاي آن است! اين امر هرچند صرفه‌جويي در كاغذ بوده، اما بدعتي است كه نبايد اجازه شيوع به آن داد. اگر اينطور روندي باب گردد از اين به بعد نويسندگان كوهي از منابع را انتهاي كتاب يا مقاله خود رديف مي‌سازند و ادعاهايي همچون غنا بخشي به مطلب خواهند داشت و ديگر تمايز، دوغ و دوشاب از هم با تاكيد بر منابع امكان پذير نخواهد شد.
   مضاف بر اينكه زياد شدن حجم كتابشناسي و تداخل آن با فهرست منابع امكان جا افتادن برخي منابع نيز ميسر خواهد شد. مانند «اش» كه در متن اين كتاب آمده است اما در كتابشناسي اثري از آن يافت نمي‌شود!
   چهارمين ايراد تداخل «پيشگفتار» و « مقدمه» در مقدمه كتاب است. شايد اين اشتباه توسط هر نويسنده ديگر قابل اغماض باشد اما براي كسي كه تفاوت «پيشگفتار» و « مقدمه» را در وبلاگ خود دارند اين اشتباه نابخشودني بوده و لازم بود ايشان اين دو را از يكديگر تفكيك مي‌كردند.
   پنجمين ايراد عدم توصيف زير بخش‌هاي؛ بخش دوم مي‌باشد. به تعبير ديگر آوردن يك جمله تحت عنوان 1- فنون كلان (ص45) و يا 2- فنون متوسط (ص76)  و يا 3- فنون خُرد (ص106) بدون اينكه در مورد هريك حتي چند سطري توضيح دادن، امري نامعمول است! و احاله تعاريف آنها به ابتداي بخش، جبران كاستي را نمي‌نمايد.
   ششمين نكته نداشتن مثال در غالب فنون بكار رفته است! بايد توجه داشت كه مثال براي زيبايي يا پُر كردن صفحات نيست بلكه براي فهم بهتر موضوع است. اما نويسنده در اين اثر اين اصل مهم را رعايت نكرده‌اند و حتي عنايت نداشته‌اند كه شايد مخاطب غير متخصص، اين‌همه فن را چگونه بدون «حشو» يا همان مثال مي‌تواند در ذهن خود تفكيك سازد.
  هفتمين مورد اين است كه فنون «كلان» و «متوسط» بكار برده شده توسط ايشان، سال‌ها در كتب و مقالات ديگر، تحت عنوان نظريه آمده‌اند و به يكباره نويسنده بدون توضيح در مورد علت قرار دادن آنها در حوزه «فنون» سطح آنها را به فن و تكنيك تقليل داده‌اند.
  هشتمين مورد خلأ فهرست «اعلام» و «موضوعي» است. كتابي كه داراي نزديك به 200 فن تبليغاتي است، كتابي نمي‌باشد كه مخاطب بخواهد هربار از ابتدا تا انتهاي آن را بخواند بلكه پس از يكبار مطالعه، براي بارهاي ديگر بايد به كمك فهرست «اعلام» و «موضوعي» اطلاعات خود را استخراج نمايد و در فعاليت‌هاي تبليغاتي خود از آن بهره مند شود. در صورتي كه اين كتاب اين امكان را از خواننده خود دريغ داشته است.
ايرادات ديگر مانند اغلاط تايپي، انشايي يا بُلد بي دليل برخي فنون در فهرست مطالب و غيره از موارد ديگر است كه در اين اثر مشاهده مي‌شود.
منبع
(1) سبيلان اردستاني، حسن (1387) تبليغات سياسي با رويكرد به فنون تبليغات، انتشارات مهربان نشر

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 19:46  توسط منتقد  | 

 





Powered by WebGozar

RSSMicro FeedRank Results