استراتژي تبليغاتي منجر به شكست!
تنها 50 روز به انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري باقي مانده است اما در اين بين جناح اصلاحطلب به قدري در تبليغات ضعيف عمل كرده كه حتي آقاي احمدي نژاد [رئيس جمهور وقت] كمك همپالكيهاي خود را نپذيرفته و خواهان شركت مستقل و بدون وام هيچيك از هم جناحيهاي خود شده است.
هرچند بر نگارنده پوشيده مانده است كه علت واقعي خروج جناب آقاي خاتمي از انتخابات چه بوده و با چه استدلالي مير حسين موسوي وارد عرصه شده است! اما به خوبي واقفم كه شخصيت كاريزمايي آقاي خاتمي به نحوي بود كه باعث مشاركت بخش عمدهاي از شهرونداني ميشد كه در صورت حضور شخصي به غير از ايشان، امكان مشاركت در انتخابات را ندارند. به اين ترتيب تنها گزينه موفقيت اصلاحطلبان از صحنه كناره گيري كرد تا براي چهار سال ديگر بخش افراطي جناح اصولگرا بر جامعه حاكم بماند.
اصلاحطلبان در حال حاضر داراي دو كانديدا يعني 1- مهدي كروبي و 2- ميرحسين موسوي هستند. كه كانديداي ابتدايي فقط از طرف «حزب اعتماد ملي» حمايت ميگردد. اما كانديداي دوم يعني ميرحسين موسوي در ظاهر از طرف غالب گروههاي اصلاحطلب حمايت ميگردد.
البته تفاوت در اين است كه حزب اعتماد ملي با تمامي امكانات و ستادهاي خود پشتسر آقاي كروبي ايستاده است، اما جناحهاي اصلاحطلب فقط بخاطر حفظ ظاهر و رعايت وحدت و انسجام، تنها به اعلام ظاهري حمايت از موسوي پرداختهاند و هيچيك از امكانات خود را براي حمايت از ايشان بسيج نكردهاند. به اين ترتيب هرچند در ظاهر حاميان موسوي بيشتر است اما در باطن اين امر وجود خارجي ندارد.
به اين ترتيب آقاي موسوي براي حضور در صحنه نيازمند اتكا به مديريت و خلاقيتهاي خود ميباشد، كه در اين راستا استراتژي تبليغاتي قابل پيشبيني آقاي موسوي منجر به شكست ميباشد. آقاي موسوي براي تبليغات خود در ظاهر دو استراتژي پيشبيني كرده است. 1- استفاده از راديو و تلويزيون در زمان انتخابات، بجاي استفاده از ستادهاي فراگير و رسانههاي مكتوب 2- ايجاد وحشت از باقي ماندن آقاي احمدي نژاد براي بار دوم.
در استراتژي اول آقاي موسوي به خيال خام انديشانه خود در صدد جمع آوري آمار و ارقام از عملكرد دولت نهم است تا به اين وسيله ناكارآمدي احمدي نژاد را بر ملا سازد و به اين ترتيب آراي شهروندان را به سوي خود سوق دهد. اما چه خيال باطلي كه اين استراتژي براي همه به خصوص رئيس جمهور وقت و مشاوران وي برملا شده است. آنان نيز همانطور كه طي چهار سال گذشته نشان دادهاند يد طولايي در توليد آمار و اطلاعات شائبه برانگيز دارند و با اين اطلاعات به نحوي تبليغ كردهاند كه شهروندان احساس ميكنند ايران پيشرفته ترين كشور جهان و بدور از بحران جهاني اقتصادي است. حال آقاي موسوي چگونه ميتواند با چند آمار معمولي در برابر سيل آمار و ارقام دولت نهم خودنمايي كند از عجايب ذهني ايشان است.
مباحثه [مستقيم يا غير مستقيم] با رقبا دومين ترفند در تبليغات راديو و تلويزيوني ايشان است كه تصور ميكند در مباحثه هركس علميتر و منطقيتر باشد پيروز ميدان خواهد بود و فراموش كردهاند كه در مباحثه تلويزيوني مصباح يزدي و حجتي كرماني [جناح راست و چپ]، اين مصباح يزدي بود كه با استدلال ضعيفتر، اما ژستهاي تلويزيوني حرفهاي تر، توانست بر حجتي كرماني غالب آيد. حال در تجربهاي كه نشان ميدهد احمدي نژاد تلويزيونيترين مسئول كشور بوده و هست، چگونه ميتواند بر ايشان غلبه كند باز هم از ابهامات است.
البته ايشان در برنامههاي توليدي اشارهاي مختصر به عملكرد خود در زمان جنگ نيز خواهند داشت و سعي ميكنند عدهاي را با تحريك نستالوژيك به سمت خود بكشانند غافل از اينكه اين تمهيد براي جوانان و همچنين كساني كه جنگ را پس از سال 1364 غير ضرور ميدانند بي تاثير است. البته در اين راستا «نخست وزير امام» نيز به عنوان لقب مير حسين موسوي [تجويز سعيد حجاريان] مي تواند كمكي باشد كه اين نيز فاقد تاثير بر مخطبان پيش گفته است.
دومين استراتژي ايشان هيولا سازي از آقاي احمدي نژاد است لذا ايشان سعي خواهد كرد كه با استفاده از ترفند «ترس» شهروندان را از حضور مجدد آقاي احمدي نژاد بر منصب رياست جمهوري بترساند. به اين ترتيب با استفاده از وضعيتي كه در سال 1376 رخ داد و برخي بخاطر نيامدن «ناطق نوري» به آقاي خاتمي راي دادند از آن تمهيد در سال 1388 نيز بهره بگيرد. غافل از اينكه دولت نهم با پايين نگه داشتن كذايي قيمتها، دادن يارانههاي غير مستقيم زياد و دادن سود سهام عدالت و غيره سعي در بالا نگه داشتن رفاه عمومي تا انتخابات را دارند. در نتيجه آقاي موسوي به هيچ نحوي توان ايجاد ترس از حضور مجدد احمدي نژاد [حتي با رخ كشيدن هر روزه توزيع سيب زميني] را نخواهد داشت. مضاف بر اينكه ايشان بايد بداند كه تمامي ابزارهاي موثر در انتخابات در اختيار جناح راست بوده و آنها نيز بطور حتم امكان افشاگري و غيره را به ايشان نخواهند داد.
نتيجه آنكه آقاي موسوي با توهمات شخصي پا به عرصه تبليغات انتخاباتي گذاشتهاند و تمامي توان تبليغاتي خود را معطوف به رسانهها به خصوص صداوسيمايي كه دربست در اختيار احمدينژاد و همفكرانشان است گذاشته اند، غافل از اينكه آقاي احمدي نژاد در دوره قبل نه با اتكا به رسانهها بلكه با اتكا به ارتباطات جهره به چهره و شبكه انساني منسجم كه همانا بسيج بود در انتخبات موفق شدند و از آن زمان تا كنون نيز بسيج و شبكه گسترده انساني آن در اختيار اصلاحطلبان قرار نگرفته است. مضاف بر اينكه رسانههاي دولتي و امكانات تبليغي دولتي ديگر نيز در اختيار آقاي احمدي نژاد قرار گرفته است.
نهايت آنكه مير حسين موسوي با اين شركت ناپخته در انتخبات، شكست چهار ساله ديگري بر پيكره اصلاحطلبان وارد ساختهاند و شكست خود را نيز با اين ادعا كه توانستهاند چند ميليون راي كسب كنند! توجيه و وجدان خود را تسلي خواهند داد.