مشاركت يا بسيج شهروندان در انتخابات
هر سال در ايران يك انتخابات و دو راهپيمايي روز قدس و 22 بهمن برگزار ميشود و سازمان راديووتلويزيون دولتي ايران تحت عنوان صداوسيما مدعي مشاركت [ participation ] شهروندان در اين مراسم مي باشد. اما نگاهي حتي سطحي بيانگر بسيج سياسي [political mobilization] شهروندان بجاي مشاركت سياسي را نشان ميدهد. لذا ضروري ديده شد كه در اين نوشتار تفاوت مشاركت با بسيج عمومي توسط رسانهها مورد توجه قرار گيرد.
در مشاركت سياسي كه بيشتر در نظامها و دموكراسيهاي كثرتگرا امكان ظهور و بروز مييابد شهروندان به صورت آگاهانه، فردي و ارادي در فرايند قانوني و شناخته نشده به طرح و تبيين تمايلات سياسي خود ميپردازند.
در اين رفتار سياسي كه به صورت مسالمت آميز و آرام محقق ميشود براي افراد صرفاً حمايت از سياستها و عملكرد نظام سياسي هدف نميباشد، بلكه تلاش ميشود تا با نگرش انتقادي پيگير خواستهها و مطالبات قانوني خود باشند. به عبارتي افراد در مشاركت سياسي ميخواهند نقش و جايگاه خود را در فرايند تصميم سازي و تصميمگيري نظام سياسي به اثبات رسانند.
به هر حال در مشاركت سياسي شهروندان به عنوان متحدين و منتقدين نظام سياسي ظاهر ميشوند. اما مفهوم نزديك و مشابه به مشاركت سياسي اصطلاح «بسيج سياسي» است. در بسيج سياسي كه خاص نظامهاي فراگير و ايدئولوژيگرا است تلاش ميشود تا مردم را بصورت جمعي و كاناليزه شده در حمايت از نظام سياسي و عملكردهاي آن، به تجمع سياسي فرا خوانند. اين اقدام با ناديده گرفتن حق انتقاد و دخالت مردم در تصميم سازي و تصميمگيريهاي سياسي همراه است.
به تعبير خيلي ساده تر در مشاركت 1- تعيين اهداف و ايدهها 2- تصميمگيري و اجماع روي يك هدف 3- برنامهريزي و تهيه مقدمات و 4- اجرا، بر عهده شهروندان ميباشد و شهروندان با آگاهي كامل از فرايند مشاركت به همكاري و همياري ميپردازند. اما در بسيج 1- تعيين اهداف و ايدهها 2- تصميمگيري و اجماع روي هدفي مشخص 3- برنامهريزي و تهيه مقدمات را دولتها يا سازمانهاي مربوطه به عهده ميگيرند و فقط براي «اجرا» منويات از پيش تعيين و برنامهريزي شده، از شهروندان استفاده ميگردد.
نگاهي به عملكرد سازمان صداو سيما نشان ميدهد كه اين رسانه هر چند هميشه ادعای مشاركت گسترده شهروندان در امور دارد، اما در واقع تنها بسيج شهروندان را در دستور كار قرار داده است. به تعبير بهتر چه در انتخابات و يا راه پيماييها اين حاكميت است كه اهداف [و حتي كانديداها] را تعيين ميكند و سپس نحوه تحقق اين منويات را برنامهريزي ميكند و در نهايت صداوسيما است كه با تبليغات گسترده تهييجي و بي وقفه، شهروندان را مجبور [از نوع هژمونيك آن] ميسازد تا در زمان موعد به صحنه آمده و منويات حاكميت را در قالب رأي دادن يا راهپيمايي محقق نمايند. به اين ترتيب نقش صداوسيما در به صحنه آوردن شهروندان؛ نه در خصوص نشر ايدهها و اهداف جديد شهروندان، و نه ايجاد شرايط مناسب براي توافق شهروندان روي يك هدف مشترك، و نه هماهنگي شهروندان براي ايجاد ساز و كارهاي برنامهريزي تحقق هدف مشترك است كه معناي واقعي مشاركت را ميرساند. بلكه تنها وظيفه تعريف شده صداوسيما استفاده از تمامي ترفندها و تمهيدات تبليغاتي براي اجراي منويات از پيش تعيين شده است كه آن نيز نه مشاركت عمومي بلكه بسيج سياسي است.
كتاب شناسي
بشيريه حسين (1372) انقلاب و بسيج سياسي، انتشارات دانشگاه تهران