علت مبالغه در تاثير رسانه صداوسيما چيست؟
عنايت به مالكيت رسانهها در ايران نشان ميدهد كه عمده آن يعني راديو تلويزيون در انحصار كامل دولت است و البته بخش عمده تيراژ مطبوعات كشور نيز در مالكيت دولت قرار دارد، مابقي نيز تنها با اجازه دولت آنهم به اشخاص خاص، امكان انتشار دارد. اين امر نتيجه آن است كه طيف حاكم اعتقاد راسخ به قدرت بي حد حصر رسانهها يا همان نفكر رسانه محور دارد و معتقد است كه هر كس در كشور صاحب رسانهها باشد قدرت سياسي كامل را نيز در اختيار خواهد داشت. علت اين نوع نگرش چيست؟
براي پاسخ به سوال مذكور ميتوان به دستگاه تحليل دو طيف سياسي حاكم و نسبت آن با شهروندان استناد كرد. طيف اقتدارگرا، براساس باورهاي خود شهروندان را انسانهاي زود باور و ناآگاه و حتي صغير ميداند كه توان تشخيص خوب و بد را ندارند و بايد توسط حاكمان [البته با جنبه ديني] هدايت گردند. اگر حاكمان، شهروندان را هدايت و راهنمايي نكنند بطور حتم آنها به راه خطا و ناثواب كشيده خواهد شد. به اين ترتيب اين تفكر؛ شهروندان را مخاطباني منفعل در برابر رسانهها ميداند كه رسانهها به راحتي ميتوانند اين آدمهاي ساده لوح را به هر سمتي كه علاقه داشته باشند سوق دهند، لذا اينان ميگويند براي اينكه اين عمل رخ ندهد در ابتدا بايد مالكيت رسانه را در انحصار خود داشت. اگر اين نيز ممكن نشد تنها به كساني كه مورد تاييد هستند مجوز انتشار داد و در مرحله نهايي اگر اين رسانهها در خارج از كشور بود كه روي مالكيت و مديريت آنها نميتوان نظارت كرد با ارسال پارازيت بايد جلوي امواج آنها را گرفت.
تفكر دوم كه تفكر جهان امروز است بر اين اعتقاد ميباشد كه شهروندان انسانهايي متفكر و شعورمند هستند كه توان تشخيص خوب و بد را دارند و ديگر نيازي نيست كه حاكمان به عنوان قيمهاي آنها تمامي مطالب را غربال نمايند تا خداي ناخواسته، موردي خطا منتشر نشود كه باعث گمراهي شهروندان شود. اين تفكر جهاني، شهروندان را مخاطبان فعال در مقابل رسانهها ميدانند كه توان تشخيص خوب و بد را دارند و لذا در تمامي مناقشات دو سوي منازعه را نشان ميدهند و شهروندان را مختار ميگذارند كه هركدام را كه مطلوب يافتند انتخاب نمايند. اين تفكر در بخش عمدهاي از طيف اصلاح طلب تبلور داشت كه نتوانستند آن را عملياتي سازند.
حال سوال اينجا است كه آيا اين دو تفكر باعث دو تاثير متفاوت صداوسيما خواهد شد. به تعبير بهتر در مقطع كنوني و نزديك به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، صداوسيما فاقد تاثير يا داراي تاثير شديد است؟ بايد گفت كه استدلال مخاطب فعال و آگاه زماني صادق است كه تكثر رسانهاي وجود داشته باشد [و يا شرايط ويژهاي رخ دهد] در غير اين صورت مخاطب هرچقدر هم كه فعال و با شعور نيز باشد اما وقتي اطلاعات خاص و محدودي را از صداوسيماي انحصاري دريافت نمايد لذا تنها ميتواند بر اساس همان اطلاعات، تصميم گيري نمايد. به عبارت ديگر تفكر و شعور دستگاه تحليل اطلاعات است و نه زاينده اطلاعات، لذا وقتي اطلاعات محدود به شهروندان تزريق گردد هرچقدر هم كه آنها هوشمند باشند باز هم توان پردازش و يا تصميمي خارج از اطلاعات دريافتي نخواهند داشت كه اين نيز به سود صاحبان و هم طيفهاي صداوسيما خواهد بود.
البته اين استدلال نيز خواهد بود كه پس تاثير مطبوعات خصوصي، اينترنت و رسانههاي فراملي چه ميشود؟ آيا آنها، اين انحصار پيش گفته را مخدوش نميسازند. بايد گفت كه پاسخ شكست انحصار در نزد مخاطباني است كه از اين رسانهها به صورت حرفهاي استفاده ميكنند و در عين حال فعال در عرصه سياسي و اجتماعي هستند. به عبارت ديگر اين امر براي كساني كه از اين رسانهها بي بهره هستند و يا فاقد مشاركت سياسي و اجتماعي هستند، فاقد تاثير است.
مثال انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري موضوع را روشنتر ميسازد. تصور شود عدهاي از شهروندان بعلتها گوناگون امكان استفاده از رسانههاي غير دولتي را ندارند و تنها منبع اطلاعاتي آنها رسانههاي دولتي باشد در نتيجه آنها در انتخابات همسو با رسانههاي دولتي به كانديداي مورد نظر حاكمان راي خواهند داد. اما دسته دوم گروهي هستند كه دسترسي به رسانههاي غير دولتي دارند اما به مسائل سياسي بيعلاقه هستند و هيچ عنايتي به اخبار ندارند كه اين افراد نيز در زمان تصميم گيري همچون گروه قبلي عمل خواهند كرد. گروه سوم گروهي است كه هم دسترسي به رسانههاي غير دولتي دارد و هم از ميزان سواد لازم براي مطلع بودن از اخبار برخوردارند، اما نكته در اينجا است كه باوري به تاثيرگذاري خود در اجتماع كنوني ندارد و لذا در انتخابات نيز شركت نميكنند. به اين ترتيب تمامي تلاش بكار رفته براي اين مخاطبان فعال در حوزه رسانه، اما منفعل در عرصه سياسي و اجتماعي، بيتاثير خواهد بود. نتيجه اين امر نيز مشاركت سياسي شهرونداني است كه از رسانههاي دولتي استفاده ميكنند و عدم مشاركت سياسي شهرونداني كه از رسانههاي غير دولتي نيز بهرهمند ميباسند. لذا در انتخابات نيز رئيس جمهوري راي خواهد آورد كه مورد تاييد ضمني صداوسيما باشد. [مگر اتفاق خاصي رخ دهد و سطح مشاركت بالا رود]