تبليغاتX
منتقد ارتباطات - جنبش اصلاح‌طلبي؛ دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد
وبلاگ منتقد 1 و 15 هر ماه به روز می شود

جنبش اصلاح‌طلبي؛ دير و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد

    اشاره: يكي از مشكلات نوشتن در اين وبلاگ آن است كه حتماً بايد ارتباطي باشد و نمي‌توان صرفاً سياسي نوشت و به تبع دست «منتقد ارتباطات» را طي وقايع اخير انتخابات و «كودتاي 22 خرداد» بسته است. لذا سعي مي‌شود با رويكرد ارتباطي به آينده نگريسته شود.
    آيا بازي تمام شد؟ سوالي كه براي همه شهروندان وجود دارد. بايد گفت كه بازي نه تنها خاتمه نيافته بلكه بعد از يك دوره فترت دوباره آغازي جدي را شروع كرده است. آغاز جنبش اصلاح‌طلبي در سال 1376 كليد خورد و تحولي عظيم را در جامعه ايران بوجود آورد و جهشي غير قابل باور در عرصه اجتماعي و سياسي جامعه ايجاد كرد [كه همزمان با ورود اينترنت و ماهواره‌هاي پخش مستقيم«DBS» همزمان شد]  اين جهش باعث بالا رفتن آگاهي و در عين حال توقعات زیاد شهروندان شد كه بعلت تازه‌ كار بودن اصلاح‌طلبان و نداشتن تجربه كافي، از تمامي ظرفيت بوجود آمده استفاده نشد و به تبع در سال‌هاي 1379و 1380 جناح تماميت خواه توانست با ترفندهاي غير اخلاقي مانند حذف رقيبان در شوراي نگهبان، قدرت را از اصلاح‌طلبان و شهروندان بربايد و در نتيجه جامعه ايراني چهار سال در محاق بود و نتيج گرفت كه «انفعال موجب توقف سركوب نمي‌شود». لذا با ورود «ميرحسين موسوي» به صحنه انتخابات يكبار ديگر جريان اصلاح طلبي با كمپيني جديد تحت عنوان «موج سبز» و با نماد «رنگ سبز» وارد عرصه «مبارزه مسالمت آميز» خود شد. اين بار بر خلاف گذشته همه دست به دست هم دادند و پر شورترين انتخابات ايران را با آگاهي و درايت برگزار كردند تا تماميت خواهان درس عبرتي گيرند. اما بر خلاف معمول به غير از اينكه تماميت خواهان درس عبرتي نگرفتند بلكه با تقلب در آراي شهروندان، ماهيت ناسالم خود را به معرض نمايش گذاشتند و با برخورد شقاوت انگيز با شهرونداني كه در سكوت مخالفت خود را اعلام مي‌داشتند، خوي سبعانه خود را نيز به جهانيان ياد آور شدند و مشروعيت نيم‌بند حاكميت را به كل ذايل گرداندند.
  هرچند اين «كمپين» خاتمه نيافته است و پس لرزه‌هاي شديد آن باقي مانده و خود شروعي براي «كمپين‌هاي» بعدي است، اما در صورت خاتمه اين مرحله، براي آسيب نرسيدن به كل جنبش اصلاحات و افزايش هزينه براي شهروندان، بايد گفت كه اين يك «كمپين» در جنبش اصلاحات محسوب مي‌شود. به تعبير ديگر در جوامع استبدادي كه براي مردم هيچ حقي [به جز خدمت‌گذاري به حاكميت] قائل نمي‌شوند نياز به تعداد كثيري «كمپين» در تحقق و موفقيت جنبش‌هاي اصلاح‌طلبي است معدود مواقعي رخ مي‌دهد كه در جوامعي همچون ايران بتوان با يك يا دو كمپين قانوني و مسالمت آميز، اصلاحات مطلوب شهروندان را محقق كرد. لذا ضروري است كه رسانه‌ها در خصوص جريان اصلاح طلبي براي شهروندان اطلاع رساني لازم را نمايند تا آنها در دام جنگ رواني تماميت‌خواهان كه «پايان يك كمپين را پايان جنبش اصلاح‌طلبي» عنوان مي‌كنند نيفتند. به تعبير «مكتب فرانكفورتي‌ها» هميشه «جزء را بايد در كل ديد» كه مصداق آن ديدن «كمپين انتخابات» در « جنبش اصلاحات» است.
   راهكار چيست؟ آيا مي‌توان جامعه دو دسته شده كنوني را كه سطح منازعه تماميت‌خواهي و اصلاح‌طلبي به «طرفداران احمدي‌نژاد و طرفداران موسوي» تقليل داده شده و بجاي «قرار گرفتن حاكميت تماميت خواه در مقابل شهروندان»، «طرفداران در مقابل هم قرار داده شده‌اند» را اداره كرد؟ بايد گفت كه «مبارزه مسالمت آميز» در چهارچوب قواعد موجود معنا دار مي‌شود لذا رسانه‌ها و حتي شهروندان بجاي استفاده از واژگان تحريك آميز در مقطع كنوني بهترين آگاهي بخش شهروندان از دو ديدگاه «ولايت انتصابي» [به مرجعيت مصباح يزدي] و «ولايت انتخابي» [به مرجعيت اما (ره) و قانون اساسي] است. اگر مردم تفاوت اين دو ديدگاه كه «ديدگاه اول؛ ولايت را منتصب امام زمان (عج) مي‌داند و در آن مردم در خدمت حاكميت هستند» و «ديدگاه دوم؛ كه ولايت را منتخب مردم ميداند و در آن حاكميت در خدمت مردم است» را بدانند خود به خود، قريب به اتفاق شهروندان از گروه حاكم روي برخواهند گرداند. به طور حتم، غالب كساني كه به آقاي احمدي نژاد راي داده‌اند تفاوت «حكومت اسلامي» مد نظر جناح راست را با «جمهوري اسلامي» مد نظر امام (ره) نمي‌دانند و از تفكرات احمدي‌نژاد، مرشدانش و همپالكي‌هايش بي اطلاع هستند و تصور مي‌كنند كه حاكميت در خدمت آنها است و اگر بدانند كه در تفكر «حكومت اسلامي» آنها در خدمت حاكمان هستند به طور حتم از طرفداري آقاي احمدي‌نژاد و جناح تماميت خواه روي‌گردان مي‌شوند و جنبش اصلاح طلبي تبديل به جنبشي يك‌دست، منسجم و فراگير در سطح كشور خواهد شد. [وينسون چرچيل: مهم زيبايي استراتژي نيست، مهم نتايجي است كه از آن بدست مي‌آيد]
    پس از تشريح اختلاف تماميت‌خواهان و اصلاح‌طلبان، شهروندان در جامعه‌اي كه رسانه‌هاي آزاد ندارند؛ بايد به رسانه‌هاي خُرد و اجتماعي و يا به تعبير بهتر «فضاي سايبر» روي آورند كه از كنترل حاكميت تا حدود زيادي خارج است. براي استفاده از فضاي سايبر نياز به آموزش شهروندان است كه اين امر طي 12 سال گذشته مغفول مانده است و شهروندان هرچند امكان دسترسي به فضاي سايبر را دارند اما توان استفاده حرفه‌اي و صحيح از آن را ندارند، لذا مشاهده مي‌شود كه در «كمپين موج سبز» رسانه SMS كه نياز به آموزش ندارد بيشترين نقش را ايفا كرد. لذا ضروري است كه رهبران فكري جنبش اصلاح طلبي اول خود با اين فضا آشنا گردند و دوم آموزش لازم را نيز به هواداران خود بدهند، تا آنها نيز بتوانند نظام‌مند و كارآمد در اين فضا فعاليت نمايند و تمامي ترفند‌ها و تمهيدات حاكميت در بي اثر ساختن آنها نيز موثر واقع نشود. به اين ترتيب اگر به صورت رسمي نمي‌توان در رسانه‌ها كمپين‌ها را اداره كرد اما با استفاده از رسانه‌هاي خُرد مي‌توان تعامل بين شهروندي را ايجاد و كمپين هاي جديد راه اندازي كرد. چه دليلي دارد كه شهروندان  عضو گروه‌هاي اينترنتي نشوند و از طريق آنها جنبش اصلاح‌طلبي را ادامه ندهند.
   نهايت بايد گفت كه نويسند به چند دليل آينده «جنبش اصلاح‌طلبي» را روشن مي‌بيند. 1- حضور مجدد شهروندان در عرصه 2- استفاده از رسانه‌هاي خرد، اجتماعي و غير رسمي 3- مسالمت آميز [و شاد بودن] حركت 4- تقلب گسترده حاكميت و نشان دادن ماهيت ناپيداي خود 5- موضع گيري رهبري به نفع يك گروه و نه همه شهروندان ۶- تاكيد مكرر احمد خاتمي بر انتخاب رهبر توسط امام زمان (عج) يا همان ولايت اكتشافي ۷- اثبات غير مردمي بودن دولت وقت در نزد جهانيان و به تبع افزايش فشار‌هاي خارجي بر دولت ۸- جهاني شدن جنبش اصلاح‌طلبي ايران و غيره . تمامي اين موارد و موارد ناگفته ديگر عوامل تسريع كننده موفقيت «جنبش اصلاح‌طلبي» خواهد بود.
  پي‌نوشت: رهبران جنبش اصلاح‌طلبي بايد بدانند كه «بي‌مايه فطير است» و نمي‌توانند بدون مطالعه كتب و مقالات حرفه‌اي در خصوص 1- ماهيت هدف و 2- نحوه انجام هدف، به نتيجه و مقصود برسند و نبايد تنها چشم به دهان چند نفر مانند حجاريان، عبدي، زيدآبادي و غيره داشته باشند كه در صورت فشار بر آنها يا حتي خطاي استراتژيك آنها، جنبش دچار سردرگمي و فترت گردد، لذا ضروري است كه تمامي فرهيختگان اين جنبش كه نقش رهبري را ايفا مي‌نمايند خود نيز در صدد تقويت خود باشند [كار نيكو كردن از پر كردن است] و تنها به اداره و راه‌اندازي چند تجمع و حركت بسنده نكنند.

         پنچـاه نكتـه براي مبـارزه مسـالمـت‌آمـيز      

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 12:57  توسط منتقد  | 

 





Powered by WebGozar

RSSMicro FeedRank Results